پرداخت موبایل
فیلم آموزش حسابداری
فیلم آموزش حسابداری
آموزش حسابداری
آموزش حسابداری
بخشنامه حسابرسی
آموزش حسابداری
 
 
 
 
 
 
در اینستاگرام همراه ما باشید
 
 
خرید پستی

خرید پستی

خرید پستی

خرید پستی

خرید پستی

خرید پستی

خرید پستی

خرید پستی
 
 
پروژه حسابداری
 
بخشنامه جدید موارد مشمول حسابرسی
 
خدمات مالی و حسابداری
 
 
 
 

مثلث تقلب در حسابرسی چیست

نویسنده: admin | تاریخ: 22 مهر 1395 | بازدیدها: 3740

0
مثلث تقلب 
مثلث تقلب، مجموعه ای از عوامل مشترک بین متقلبان درون سازمانی در همه رده های سازمان است. نظریه  پشتیبان مثلث تقلب در دهه 1940 میلادی از سوی جرم شناس پیشگام، دونالد کریسی، مطرح شد. او پژوهش گسترده ای را درباره اختلاس کنندگان محکوم انجام داد تا تعیین کند چه چیزی افراد به ظاهر درست کار را تحریک بع ارتکاب تقلب می کند. پژوهش او موجب شد تا وی اصطلاح خیانت کنندگان در امانت را برای توصیف افرادی که اختلاس میکنند ابداع کند. مطابق پژوهش کریسی افراد امین هنگامی تبدیل به خیانت کنندگان در امانت می شوند که خود را در برابر یک مساله مالی اشتراک ناپذیر(مسال های که نمی توانند آن را با دیگران در میان بگذارند) ببینند و آگاه شوند این مساله می تواند به طور محرمانه با خیانت در جایگاه امین مالی حل  شود و بتوانند توجیهی را برای کار خودشان در آن شرایط به کار ببرند که آنان را قادر سازد تا تصورشان را از خودشان به عنوان افراد امین اصلاح کنند و خود را به عنوان استفاده کنندگان وجوه و دارایی هیا به امانت گذاشته شده فرض کنند.
این بیان نسبتا پیچیده به این معنی است: افرادی که مسائل مالی شدیدی دارند و از این بابت شرم سار و دستپاچه می شوند(یا به دلایل دیگری نمی توانند درباره آن ها با دیگران صحبت کنند) راه های ارتکاب تقلب را پیدا می کنند. آنان فکر می کنند گرفتار نمی شوند زیرا خود را قانع می کنند هیچ  کار اشتباهی انجام نمی دهند.
سرانجام یافته های کریسی مفهومی را پدید آورد که امروزه به آن مثلث تقلب می گویند. اضلاع سه گانه مثلث تقلب عبارتند از: فشار، فرصت و منطق تراشی. درست همان چیزی که کریسی با واژگانی پیچیده تر گفته بود.
در مفهوم مثلث تقلب نتیجه مستقیم بدهی بیش از اندازه کارت اعتباری، انبوهی از صورت حساب های پرداخت نشده درمانی، بیکاری دراز مدت، یا دیگر مسائل مالی نمونه هایی از این فشارها می باشند.
هنگامی که یک کارمند نقطه ضعفی را در کنترل های ضد تقلب سازمان کشف می کند، فرصت پدیدار می شود. برای مثال هنگامی که کارمند دارای اختیار صدور سفارش خرید، مدارک تحویل کالا را نیز بررسی و تایید می کند. آن کارمند می تواند همه یا بخشی از کالاهای تحویلی را به هرجا که می خواهد یا نزد هرکسی که پول نقد برای آن کالا می دهد ارسال کند. در این شرایط فرد متقلب می تواند مدارک حمل را چنان دست کاری کند که به نظر رسد شرکت سفارش را برابر مشخصات خرید دریافت کرده است. در این تقلب احتمالاباید اسناد موجودی نیز دست کاری شود تا از مغایرت بین اسناد حمل و مقدار موجودی پیش گیری شود. این کار اغلب با دست بردن در نسخه مدارک حمل ارسالی به اداره موجودی انجام می شود تا چنین به نظر رسد که سفارش پذیرفته نشده یا اینکه کمتر بوده است.
منطق تراشی-سومین ضلع مثلث تقلب- یک فرایند روان شناختی است که طی آن فرد متقلب خود را متقاعد می کند یا آن کار را نادرست نبوده یا حتی اگر نادرست بوده است در آینده آن را جبران خواهد کرد زیرا سرانجام پول را پس خواهد داد. ولی اغلب، خسارت بیشتری که از منطق تراشی حاصل می شود، هنگامی است که نگرش کارمند در توجیه تقلب این باشد که سزاوار پول دزدی شده است. زیرا شرکت ناعادلانه جلوی ترفیع یا پیشرفت او را گرفته یا با سو برخورد موجب قزبانی شدن وی شده است.
نظریه کریسی به ما می آموزد هنگامی که هر سه ضلع این مثلث در زندگی یک فرد وجود داشته باشند، بسیار محتمل است که او مرتکب تقلب شود(یا هم اکنون در حال انجام تقلب باشد)

موضوعات: آموزش حسابداری

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.